اولین مجمع خانه مطبوعات ایران خوشحالی مدیرکل ارشاد هرمزگان را درپی داشت و باعث شد
بالاخره خودش رو نمایان کند.هرچند ایشان حضوری در این گردهمایی نداشت و به بهانه سفر به پایتخت
تلفن همراه خود را خاموش نگه داشته بود تا دقایق آخر و تنها چیزی که خرسندی ایشان را درپی
داشت ....پیروزی اصولگرایان خانه بود .و پس از آن بود که به مناسبت این پیروزی مصاحبه هایی با
رسانه های همسو کرد تا باری دیگر نشان دهد که سیاسی کردن این جریان خیلی مهم تر از
کارکرد اصلی این خانه است .
فضایی به نظر صمیمی نبود ...شاید هم انتظار من به عنوان یه خبرنگار بیش از این بود
به هرحال این نشست ها خوب و خوبتر این بود که خانه مطبوعات اولین نشست خودرا
با خبرنگاران استان برقرار میکرد .
به نظر میرسد مطبوعات محلی به سمت فنا شدن دارند نزدیک میشوند و نظام مند شدن آگهی
ها کمکی به آنها نکرده و خیلی از روزنامه های محلی همچنان در تعطیلات اجباری به سر
میبرند که خود جای تاسف دارد.
امیدوارم چاره اندیشی در این زمینه بتواند سنگ بنای توسعه فرهنگی مطبوعات محلی باشد
ما ماندیم و اسرار به ناگاه در رفته
ولی آنچه که باعث شد جو حاکم بر جلسه به ناگاه رسانه ای شود آماری بود که از سوی معاونت محترم سازمان ملی جوانان مطرح شد و آن هم مالکیت ۹۰ درصدی ایدز به بانوان هرمزگانی بود ُ که برای این حرفشان هم اسنادی داشتند و قاطعانه بر سر حرف خود بودند که به ناگاه خانم گودرزی و سایرین حضار در جلسه را چنان برق ۳ فازی گرفت که دیدنی بود .و از قضا جناب آقای پرآور رو به خانم زارع گفت : دقت کنید این آمارها را همین جوری بیان نکنیدو کمی آن سو تر جناب دکتر داوودی به حرف آمد واظهاراتش را محکم و کوبنده رو به خانم زارع گفت : اصلان این چنین نیست و اسناد شما اصلن معتبر نیست .و اینجا بود که باز هم صدای صلوات راهکاری برای اتمام این بی دقتی سرکار خانم زارع بود؟و باز هم ما ماندیم و پوشاندن اسرار به ناگاه در رفته ...................
به کجا میرویم
آمار ۲۷ هزار نفری بیمه در استان بالاتر از جمعیت بیمه شده باعث شد مسوولان ذیربط به فکر اصلاح برآیند .ایجاد بانک اطلاعاتی بیمه در خصوص سازمانهای بیمه گر دراستان الزامی است و باعث جلوگیری از عدم سواستفا ده های احتمالی است .گرچه به گفته مسوولان فقط در این زمینه ۲ نفر خاطی شناسایی شده اند؟
نبود شبکه های بهداشتی درمانی مناسب یکی دیگر از گزینه های احتمالی خلاف در این زمینه است و موجب شده افرادی بتوانند خود را چند بار بیمه کنند و از مزایای به ظاهر مناسب برخوردار شوندو راه چاره جویی سلامت بهره برداری از امکانات درمانی آنهاست.در حوزه سلامت هنوز ما فقیریم و نتوانسته ایم راضی کننده عمل کنیم و خود و مردم را مجاب کنیم .
از یکسو مردم اعتمادی به تخصص دکتران تاجرنما ندارند و پزشکان متخصص هم برایشان درد مردم مهم نیست.ما به کجا میرویم ؟هرمزگانیها محروم از پزشکان متخصص هستند و برای درمان خود مجبورند به شهرهای مجاور مسافرت کنند و علاوه بر هزینه سفر بار غربت را برخود تحمیل کنند اما جان خود را در بندرعباس زیر دست پزشکان ناشی نگدارند و نمیدانم به درستی پاسخ گوی ما کیست؟
شاید هم دیگر پاسخ گویی درمان و راه نباشد و دیگر هیچ......
مدیران رسانه ای
اهمیت رسانه برای مدیران استان به اندازه ای زیاد شده که از آن پلکانی جهت قدرت نمایی و کسب موقعیت های اجتماعی می دانند و فارغ از هرگونه قصد و غرض رسانه ای این تفکر چندان مد شده که احساس می شود مدیری که رسانه ای نیست به همان نسبت بی نصیب از موقعیت های مختلف است.کمتر مدیری در استان سراغ دارم که در سودای قدرت نمایی رسانه ای نباشد و تقریبان همه به نوعی خود را خدمتگذار مردم می دانند و از کوچکترین اتفاقات انجام شده در حوزه کاری خود تصویری بی بدیل از شاهکارهای فاخر هرمزگان می دانند و جای سوال این است؟چرا با تمام این همه خدمات ارزنده مدیران رسانه ای باز هم هرمزگانی ها احساس محرومیت دارند .باز هم ما کمبود های ناشی از فرهنگ و اقتصاد و اجتماع خود را باید به داد کدام مدیر حق شناس برسانیم
از متکدیان آشنای شهر که شده اند جز شهروندان به عنوان یه خلا قانونی نام ببریم یا ناتوانی مدیران مرتبط با این مسیله اجتماعی........از صنعت های پول ساز استان و هجوم بیکاری بومی های استان به چه کسانی داد ببریم؟
شاید برخی بزرگ نمایی خود رسانه ها از این مدیران هم را نباید نادیده گرفت اما چیزی که مهم است و در استان فراگیر شده رسانه ای که نتواند دست بوس مدیری باشد پانخواهد گرفت پس باید؟؟؟؟؟؟؟
دستگيري چهارده نفر از پرسنل گمرک شهید رجایی بندرعباس
سرويس اجتماعي ـ به دنبال افشاگريهاي متعدد رسانهها و همچنين سايت «تابناک» درباره تخلفات صورت گرفته در گمرک شهيد رجايي بندر عباس، چهارده نفر از پرسنل اين گمرکات توسط نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي بازداشت شدهاند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين چهارده نفر که در روزهاي سهشنبه و چهارشنبه هفته گذشته دستگير شدهاند، داراي موارد متعدد تخلف و بيقانوني بودهاند و برخي از اين افراد نيز داراي تخلفات بزرگ هستند.
بنا بر اين گزارش، نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي علاوه بر كشف تخلفات ايشان، با بررسي حسابهاي شخصي اين افراد، متوجه جابهجاييهاي کلان پول در حسابهاي آنها شدهاند.
در میان این افراد دستگیر شده، دو تن از کارشناسان تعیین ارزش، دو تن از کارشناسان فنی، یک ارزیاب درب خروج و یک کارشناس بازبینی و چند تن دیگر به چشم میخورند.
يک منبع آگاه به خبرنگار «تابناک» گفت: بررسيها درباره اين افراد ادامه داشته و احتمال دستگيري و بازداشت ديگر افراد نيز وجود دارد.
وي ادامه داد: دستگيري اين افراد در پي بررسي تحقيقات چند ماهه گذشته انجام گرفته است و برخي افراد باسابقه و قديمي اين گمرکات نيز بازداشت شدهاند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، برخي از مسئولان اين گمرکات نيز به دنبال آگاهي از بررسي چنين پروندهاي، به مرخصي طولانيمدت رفته و حتي در حال فراهم کردن زمينه انتقال خود به ديگر گمرکات کشور نيز هستند.
گفتني است، گمرک شهيد رجايي بندر عباس، يکي از گمرکات مهم کشور است
این روزها حال و هوای دودی هم ما رو گرفته و ما هم که بی ظرفیت تر از آنیم که خودساخته شویم .فقط یک ماه در سال فرصت انسان بودن و دگر خاموشی.روزی بزرگان الگوی نجابت و خوبی و امروز سیاست دلزدگان قایق نیم سوخته حیا شده اند .من اثری از درس و اخلاق در بزرگان کشورم دیگر نمی بینم .سرد و گنگ و نامفهوم شده همه جا.در دنیای کوچک به ظاهر زنگی خودمان تصاویری سیاه می بینیم و دگر هیچ و شاید چشم بصیرت را بسته و لجام را گسیخته از ادوار ۳۰ ساله ............اما سودای روزهای طلایی هم که ۲۰ روز ه اش هم شادی افزا بود شاید دگر ۲۰ ثانیه اش هم مجسم نشود و ما هم که زمین گیر عالمیم به این واسطه زمین گیرتر هم می شویم .حساب سال و ماه و روز را هم ندارم اما این را هم بذار به پای کسب اعتبار از دقایق بی اعتبار .
رابطه مسجد و سمند
خاطرات کردان
به سایتی که تعریفشو از دوستان شنیدم سر زدم و خاطرات کردان معروف را در آن یافتم
جالب بود و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمایشنامه ی پر سر و صدایی بود ، همان سوژه ی قدیمی آدم و حوا ، یک نفر گندم خورده بود و باید از جایی که داخلش بود بیرون رانده می شد.
آلان چند هزار ساله آدم ها هر چند وقت یکبار نمایشنامه هایی با موضوع اصلی "اخراج و رانده شدن" اجرا می کنند. اینبار یک نفر تو "دنیای سیاسیون" پایتخت کشوری بنام ایران در کره ی زمین، از گندم دنیای خودش خورده بود و باید از آن اخراج می شد.
ولی نمی دانم چرا نویسنده یا گروه نویسندگان این نمایشنامه بر خلاف روال تاریخ نمایشنامه های رانده شدن، به اخراج و رانده شدن آدم گندم خورده بسنده نکرده و در پایان نمایش او را سنگسار کردند.
منتهی از اقبال بلند خبرنگار نظام آباد و از آنجایی که نحوه ی اجرای حکم سنگسار بدین شرح است که اگر محکوم مرد باشد باید تا لگن خاصره در خاک دفن شود و سپس به پرتاب سنگ به سمت او بپردازند تا به تدریج تحمل درد موجب مرگ او شود و اگر در این میان محکوم توانست خود را از خاک بیرون کشیده و فرار کند دیگر نیازی به کشتن او نیست(یعنی در واقع اگر به هر دلیلی سنگسار به قصد کشتن، منجر به مرگ فرد محکوم نشد نیازی به تعقیب او و کشتنش نیست و او در امان خداست)، محکوم به سنگسار دنیای سیاسیون این نمایشنامه از سنگسار جان به دربرد و خبرنگار رسانه بخش مردمی "نظام آباد" توانست تا مصاحبه ذیل را در اسفندماه 1387 با او انجام دهد.
نظام آباد شما را دعوت میکند به خواندن همه ی مصاحبه ی مفصل با " علی کردان" مرد نام آشنای همه افراد بالای 2 سال ایرانی
اگه مایل بودید به این آدرس یه سر بزنید ......http://nezamabad.ir/
و تویی که جرمت حمایت از موسوی است بگو هرچه را که می خواهند
شاید تو هم مثل من به عمق سیاست پی بردی و دست قدرت را در آستین نا اهلش دیدی
باز هم افترا از جنس دشمنی و در قالب خلع سلاح
باز هم سکوت بیش از بیش ما را می خواهند که در لاک ترس بدانیم با چه ابر قدرتی در کشور خودمان
طرف هستیم
و تویی که جرمت حمایت از موسوی است امروز برگ آزادی تو با تهمت به او مهر می شود
و تو انصاف را از حد نگذران و برای رهایی که انتظارش را می کشی هر چی می خواهند و نمی خواهند
را بگوی
شاید امیدی باشد برای رهایی تا ابد
